تاريخ: 1401/7/12
ساعت:
جستجو:

دکتر علی توشه: ارتباط صنعت و دانشگاه در هر کشوری تأثیری تعیین کننده در رشد اقتصادی دارد

مسئول سازمان بسیج مهندسین صنعت و معدن کشور در حاشیه رویداد ملی گام دوم عنوان کرد

دکتر علی توشه: ارتباط صنعت و دانشگاه در هر کشوری تأثیری تعیین کننده در رشد اقتصادی دارد

تاريخ: 10/3/1401
کد خبر: 101938
دکتر علی توشه مسئول سازمان بسیج مهندسین صنعت و معدن کشور در حاشیه رویداد ملی گام دوم با تاکید بر ضرورت تعامل دانشگاه و صنعت عنوان داشت: ارتباط صنعت و دانشگاه در هر کشوری می تواند تأثیری تعیین کننده در رشد اقتصادی آنجا داشته باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج مهندسین صنعت و معدن، دکتر علی توشه مسئول سازمان بسیج مهندسین صنعت و معدن کشور در حاشیه رویداد ملی گام دوم با تاکید بر ضرورت تعامل دانشگاه و صنعت عنوان داشت: در دنیای امروز، رابطه ای مستقیم بین توسعه تکنولوژی و پیشرفت در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر کشور برقرار است. به طوری که می توان گفت تکنولوژی عامل اساسی برای ایجاد ثروت، دانایی و توانایی کشورها بوده و ابزاری قدرتمند در توسعه ملی به شمار می آید.

از میان چهار رکن تکنولوژی، انسان نقش محوری و بنیادی دارد . استفاده از بهترین و مدرن ترین ماشین آلات بدون نیروی انسانی متخصص و ماهر ممکن نیست. اینجاست که اهمیت دانشگاه بیش از پیش روشن می شود. چرا؟

چون دانشگاه محل تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر است و اگر این نیروی انسانی متخصص بتواند دانش و مهارت خود را در عرصه تولید و صنعت به کار ببرد ، موجب پیشرفت خواهد شد.

بنابراین ارتباط صنعت و دانشگاه در هر کشوری می تواند تأثیری تعیین کننده در رشد اقتصادی آنجا داشته باشد. معمولا در راستای این تعامل وظیفه عمده دانشگاهها عبارت است از:

1- آموزش و ارتقای دانش دانشجویان و آماده کردن آنان برای حضور در بازار کار

2- شناخت و برطرف کردن نیازهای تحقیقاتی بخش صنعت و به روز نگهداشتن آن

از سوی دیگر بخش صنعت هم وظایفی دارد :

1- نتایجی را که به کمک تحقیقات از حوزه فناوری به دست آمده در عملیات تولید محصول خود دخالت دهد.

2-فراهم آوردن بازار کار و اشتغالزایی مفید برای جوانان و افرادی که آموزشهای مرتبط را در دانشگاهها گذرانده اند.

امروزه متاسفانه فاصله قابل توجهی بین پتانسیلهای علمی کشور با نیازهای بخش صنعت وجود دارد که باید شکاف موجود با تعامل بیشتر صنایع و مراکز علمی و دانشگاهی پر شود. در حال حاضر، دانشگاههای ما به طور عمده بر انتقال دانش تأکید دارند یعنی یک سری دانش را از کشورهای دیگر می گیرند و به دانشجو انتقال می دهند . جالب اینکه بسیاری از دانش های اخذ شده نیز بدون بومی شدن در اختیار دانشجویان قرار می گیرند. آیا چنین دانشجویی پس از فارغ التحصیلی می تواند مورد استفاده بخش های صنعت و خدمات جامعه قرار بگیرد و باعث پویایی و پیشرفت آنان گردد؟

متاسفانه در دانشگاهها به تولید دانش کمتر توجه می شود. هر وقت در یک زمینه علمی کاری کردیم که آن علم به صورت کاربردی در خدمت جامعه قرار گرفت و گرهی از مشکلی باز کرد آن وقت می توانیم بگوییم دانش تولید کرده ایم. در کشورهای توسعه یافته، ارتباط مستمر و پویای صنعت و دانشگاه سیکل مثبتی را به وجود آورده که از طریق آن، این دو نهاد به توسعه و رشد همدیگر کمک می کنند، ولی در کشورهای توسعه نیافته این ارتباط وجود ندارد و دانشگاه به طور عمده به انتقال دانش به دانشجویان می پردازد و صنعت هم کار خودش را انجام می دهد یعنی هر کدام ساز خودشان را می زنند. در این کشورها‌ باتوجه‌ به‌ اینکه‌ صنعت‌ و دانشگاه‌ دو نهاد وارداتی‌ هستند، ایجاد ارتباط‌ بین این‌ دو نهاد بسیار پیچیده تر است.

صنعت‌ و دانشگاه‌ علاوه‌ بر اینکه‌ از کل‌ جامعه‌ و سیستم‌ جدا هستند بین‌ خود نیز ارتباطی‌ ندارند . در این کشورها‌ دولت‌ برای‌ سرپا نگهداشتن‌ صنایع‌ مجبور به‌ دادن‌ یارانه‌ است. دانشگاهها نیز نمی توانند کارشناسان‌ مورد نیاز صنعت را تربیت‌ کنند. چنین کشورهایی اگر بخواهند به یک سازمان جهانی مثل سازمان تجارت جهانی بپیوندد بسیار آسیب پذیر و شکننده خواهند بود.اگر دانشگاه از صنعت یا اینکه صنعت از دانشگاه جدا بیفتد، همین وضعیتی می شود که ما دچارش هستیم. ‌بررسی‌ وضعیت‌ صنعتی‌ و تحقیقاتی‌ کشور نشان‌ می‌دهد که‌ رابطه‌ محکمی میان‌ دولت، دانشگاه‌ و صنعت‌ آنطور که‌ باید وجود ندارد یعنی یک اتحاد مثلث محکم مشاهده نمی شود. اگرچه‌ ممکن‌ است‌ دربرخی‌ موارد ارتباط‌ منطقی‌ و مناسبی‌ هم برقرار شده‌ باشد، اما کافی نبوده است.

ما اگر توانستیم یک ارتباطی ارگانیک و غیر اجباری بین دانشگاه و صنعت برقرار کنیم، هر دو نهاد از ایجاد این رابطه سود می برند. ایجاد رابطه به صورت اجباری و دستوری یک کار روبنایی و صوری است و چندان هم موثر نیست. مثالش ایجاد ( دفتر ارتباط دانشگاه با صنعت) در وزارت علوم است که چندان موفق نبوده است. در هزاره سوم با توجه به تحولات سریع محیطی ، اوضاع خیلی فرق کرده است. برای ادامه حیات در دنیای رقابتی کنونی بنگاههای اقتصادی مزیت رقابتی خود را باید در نوآوری های ناشی از تحقیقات جستجو کنند.

اگر بین دانشگاه‌ها و صنایع ما یک ارتباط خوب و دو طرفه ایجادشد می‌توان به تحقق برنامه‌ چشم‌انداز 20 ساله‌ امیدوار بود. متاسفانه پیوند میان‌ دو بخش‌ علوم‌ و فناوری‌ با دانشگاه‌ و صنعت‌ در کشور ضعیف‌ و ناپایدار است‌ و کمتر محصول‌ تولیدی‌ را در کشور می‌توانیم پیدا کنیم که‌ از فرایند تحقیق‌ و توسعه‌ به‌دست‌ آمده‌ باشد . شاید سهم‌ کم‌ تولید درآمد ناخالص‌ ملی‌ و پایین بودن صادرات غیر نفتی و منفی بودن تراز تجاری ما هم‌ ناشی‌ از همین مسائل باشد. اگر چه اکثر واحدهای تولیدی، امروزه به نقش تحقیقات در پیشرفت کاری خود اعتقاد دارند اما بدیهی است که بنگاه اقتصادی به تنهائی نمی تواند تمامی منابع مالی و قابلیتهای علمی مورد نیاز را خود تامین نماید لذا سوق دادن واحدهای صنعتی به سمت فعالیتهای تحقیقاتی نیاز به حمایت و سیاست گذاری دقیق در سطح ملی دارد .

البته نمی توان فقط به دانشگاه ایراد گرفت و فقط از او انتظار داشته باشیم. صنعتگران ما نیز عمدتا همکاری قابل توجهی با دانشگاه ندارند. صنعت‌ ما در انتظار افراد مدرک‌دار نیست‌ بلکه‌ نیازمند نیروهای‌ کاربردی‌ متخصص‌ و تحول‌گرا است، متخصصانی که‌ بتوانند ایده بدهند و ایده را به یک محصول و خدمت نو و رقابتی تبدیل کنند. این روزها ما زیاد از زبان بعضی از مسئولین می شنویم که علت بالا بودن بیکاران در کشور این است که فارغ التحصیلان ما به دلیل دوری دانشگاه و صنعت از هم ، مهارت و تجربه کاری ندارند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی
آدرس رایانامه
نظر
همایش‌ها، جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها
پیوندها

سازمان بسیج مستضعفین